بي تو مهتاب شبي ... دانلود ترانه با چند اجرای مختلف
شعر کوچه اثر زنده یاد فریدون مشیری از آن دسته شعرهایی است که اهل دل
کم و بیش با آن آشنایی دارند و چه بسا با زمزمه ی آن به نوعی هم ذات
پنداری با این شاعر گران مایه می پردازند.در این شعر تلاطم روحی یک عاشق
دلسوخته به روشنی نمایان است .
شعر «کوچه»، به شکلی ناخودآگاه در حافظۀ جمعی ما «شعری مردانه» (!) بوده و هست. انگار حتی اگر نام سرایندۀ آن را ندانیم باز این حس و برداشت را داریم که شعر را مردی در خطاب به معشوق خود سروده است. ترانههایی که بر اساس این سروده خوانده شده هم بیشتر «مردخوان»، و انگار که با صدای خوانندگان مرد برای شنونده باورپذیر بوده است.
نخستین بار اما «مهوش آژیر» در سال 2001، طلسم مردانه بودن شعر «کوچه» را
شکست و با آهنگی که خود نیز ساخته بود در اجرایی زیبا و شنیدنی آن را خواند و
در آلبومی به همین نام منتشر کرد.
شعر «کوچه» بعد از آن اجرا روحی زنانه (!) هم پیدا کرد و بعد از سالها انگار
باورمان شد زنی هم میتواند با آن «حالی» که در شعر آمده، از کوچهای
خاطرهانگیز و مهتابزده بگذرد؛ گیریم که شب دیروقت باشد!
سالهای بعد از اجرای «مهوش آژیر»، سرودۀ «کوچه» را از زبانِ زنانِ خوانندۀ
دیگری چون «میراث»، «روحانگیز» و «دریا دادور» هم شنیدیم که فضای اجرا و
موسیقی آن نزدیک به هم بود. و اجرایی هم به شکل دوصدایی که «سهراب اندیشه و
نوشیندخت» خواندهاند.
در نمونههای مردانهخوانِ این سروده اما تفاوتهای اجرایی بیشتر است. از
اجرا به شکل «پاپ ایرانی» [کورش یغمایی] تا شیوۀ ترانههای سنتی [احمد آزاد ـ
عبدالحسین مختاباد] و از اجرای ارکستراسیون [بیژن بیژنی] تا در قالب
ترانههای کوچه بازاری و به اصطلاح لالهزاری آن که با صدای خواننده به نام
آرش میشنویم.(لینک دانلود پایین صفحه)
بي تو مهتاب شبي
باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد : تو به من گفتي :
از اين عشق حذر كن!
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
با تو گفتم :
"حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پيش تو؟
هرگز نتوانم!
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم،
تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"
باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!
اشكي ازشاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد،
يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم ، نرميدم
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!
(برای دانلود این ترانه با اجراهای مختلف : مختاباد - آرش و روح انگیز میرزایی
این صفحه را کلیک کنید .)
برچسبها: بی تو مهتاب شبی, فریدون مشیری, شعرکوچه, دانلود ترانه کوچه آرش, ترانه کوچه مختاباد



